تبليغاتX
دانلود برنامه
 
منوي اصلي
 صفحه اصلي
 تست عشق
 تست آيكيو
 مزاحم تلفني
 تبادل لگو
 آيا مي دانستيد
 داستان عاطفي
 كدهاي جالب چت
 ترفند و آموزش
 آموزش ساخت وبلاگ
 دانلود نرم افزار
 ارتباط با مدير

لينكستان
 *جديدترين وبهترين موزیکها*
 *وب سایت بیا تو موزیک*
 *برنامه های موبایلللللل*

برنامه هاي موبايل
 آهنگ موبايل
 كليپ موبايل
 ترفند موبايل
 پشت زمينه
 نرم افزارموبايل
 عكس اس ام اس
 اس ام اس عاشقانه

لينكدوني
 جدیدترین برنامه های موبایل
 *دانلود جدیدترین موزیکها*
 ...اراجیف سه تا دیوونه...
 †▪•●وبلاگ عکسباران●•▪†
 یادداشتها و خاطرات من ...
 انواع طالع بینی
 †▪•●سرگرمی توپ!●•▪†
 وبلاگ هواداران استقلال
 دنياي عكس و پوستر و...؟
 عاشقان زهرا امير ابراهيمي

دوستان من
مدير وبلاگ
نيلوفر
فريبرز
M/30/Tehسيد
سجاد
m/21/tehحميد
m/??/karajامير جون
m/22/semnanناصر
ايمان
m/17/yasujپيمان
m/21/boshehrامير
عليرضا
مهيار
اشكان
احسان
حسين
آقا مهدي
شروين
شاهين
محمد
محمد رضا
مسعود
ايمان
حامد
سروناز
نعمت
آي دي شما
آي دي شما

 
تبليغات
تبليغات شما در اينجا


Banner generated at Pimp-My-Profile.com


Yahoo Id : bia2music2002


  تنهایی

بریدا داستان دختر جوانی است که می خواهد با سنت جادو آشنا شود ! و کوئلیو

 در اینجا به 2 سنت جادوگری اشاره میکند: سنت ماه (همان جادوگری به شیوه ی

 کهن است) و استاد آن ویکا است و سنت دیگر حورشید است! و چون بریدا عطیه

 اش با سنت ماه مناسب بود به آموختن آن روی آورد.....

بریدا : بخش دیگر چیست؟


ویکا : بخش دیگر اولین چیزی است که مردم می خواهند با آن آشنا شوند!فقط با

درک بخش دیگر می توانی بفهمی که معرفت در طول زمان منتقل میشود!


ویکا گفت : ما ابدی هستیم . چون جلوه ایی از خدایم! برای همین ازمیان مرگ ها

و زندگی های بسیاری میگذربم و از نقطه ایی سر در می آریم که کسی نمی

 شناسد و به سویی می رویم که هیچ کس نمی شناسد و وقتی مردم به حلول

 روح فکر میکنند همواره با یک سوال سختی روبه رو می شوند: ( با توجه به آنکه

 در بدو پیدایش تعداد کمی روح روی زمین وجود داشته است این همه روح جدید از

 کجا آمده است؟)


جواب آن بسیار ساده است. روح ما نیز تقسیم می شود به دو روح دیگر و همین

 گونه به تقسیم ادامه می دهد تا بر روی کره زمین پخش شود.


بریدا : و تنها یکی از این بخش ها از هویت خودش آگاه است؟!


ویکا: ما بخشی از چیزی هستیم که کیمیاگران آن را انیما موندی یا روح جهان

 مینامند . در حقیقت همانطور که روح جهان تقسیم می شود ضعیفتر هم میگردد.

 و همانگونه که تقسیم می شوند دوباره با هم ملافات هم می کنند و نام این

 ملاقات دوباره عشق است!


بریدا : من چگونه می توانم بدانم کی بخش دیگر من است ؟


ویکا: بخش دیگر را با درخشش چشمها می توان تشخیص داد!


بریدا: شهامت خطر داشتن و به خطر شکست تن دادن و خطر نومیدی و

سرخوردگی از پذیرفتن اما هرگز دست از جستحوی عشق نکشیدن.


امکان دارد در زندگی با بیش از یک بخش از وجودمان ملاقات کنیم!؟؟


ویکا: بله . وقتی اینطور شود قاب تکه تکه میشود و نتیجه آن درد و رنج است . ما

 می توانیم با 3و4 و.. بخش دیگرمان نیز ملاقات کنیم چون بسیاریم......


 ویکا:  اما بالاتر از هر چیز مسئول آنیم که در زندگی دست کم یکبار با بخش دیگر

 خود که سر راه ما تجلی می کند یگانه شویم ویا می توانیم بگذاریم همین طور

 بخش دیگرمان به راهش ادامه دهد بی انکه حقیقت را قبول کند یا حتی درکش

 کند.به خاطر خودخواهی مان به بدترین عذاب دچار میشویم عذابی که خود خلق

 کردیم " تنهایی

".....

بازگشت به لیست عنوان  



+| نوشته شده توسط سینا در جمعه ششم آبان 1384 و ساعت 22:30      

  کوهنورد

كوهنوردي مي‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود كند. پس از سال‌ها تمرين و آمادگي، سفرش را آغاز كرد. به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاريك شد. به جز تاريكي هيچ چيز ديده نمي‌شد. سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمي‌توانست چيزي ببيند حتي ماه و ستاره‌ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند. كوهنورد همان‌طور كه داشت بالا مي‌رفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط كرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگي‌اش را به ياد مي‌آورد. داشت فكر مي‌‌كرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان دنباله طنابی که به دور كمرش حلقه خورده بود بين شاخه های درختی در شيب کوه گير کرد و مانع از سقوط كاملش شد. در آن لحظات سنگين سكوت، که هيچ اميدی نداشت از ته دل فرياد زد: خدايا كمكم كن !
ندايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي‌خواهي؟
- نجاتم بده خدای من!
- آيا به من ايمان داري؟
- آري. هميشه به تو ايمان داشته‌ام
- پس آن طناب دور كمرت را پاره كن!
كوهنورد وحشت كرد. پاره شدن طناب يعني سقوط بي‌ترديد از فراز كيلومترها ارتفاع. گفت: خدايا نمي‌توانم.
خدا گفت: آيا به گفته من ايمان نداري؟
كوهنورد گفت: خدايا نمي توانم. نمي‌توانم.
روز بعد، گروه نجات گزارش داد كه جسد منجمد شده يك كوهنورد در حالي پيدا شده كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمين فاصله داشت..

بازگشت به لیست عنوان  



+| نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 22:25      

  گفتگو با خدا

خوابيده بودم ؛

در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري شده عمرم را برگ به برگ مرور كردم . به هر روزي كه نگاه مي كردم ، در كنارش دو جفت جاي پا بود. يكي مال من و يكي مال خدا . جلوتر مي رفتم و روزهاي سپري شده ام را مي ديدم . خاطرات خوب ، خاطرات بد ، زيباييها ، لبخندها ، شيرينيها ، مصيبت ها، ... همه و همه را مي ديدم .

 

اما ديدم در كنار بعضي برگها فقط يك جفت جاي پا است . نگاه كردم ، همه سخت ترين روزهاي زندگي ام بودند . روزهايي همراه با تلخي ها ، ترس ها ، درد ها، بيچارگي ها .

با ناراحتي به خدا گفتم : «روز اول تو به من قول دادي كه هيچ گاه مرا تنها نمي گذاري . هيچ وقت مرا به حال خود رها نمي كني و من با اين اعتماد پذيرفتم كه زندگي كنم . چگونه ، چگونه در اين سخت ترين روزهاي زندگي توانستي مرا با رنج ها ، مصيبت ها و دردمندي ها تنها رها كني ؟ چگونه ؟»

 

خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندي زد و گفت

« بنده ی من ! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود . در شب و روز ، در تلخي و شادي ، در گرفتاري و خوشبختي .

من به قول خود وفا كردم ،

هرگز تو را تنها نگذاشتم ،

هرگز تو را رها نكردم ،

حتي براي لحظه اي ،

آن جاي پا كه در آن روزهاي سخت مي بيني ، جاي پاي من است ، وقتي كه تو را به دوش كشيده بودم !!!»

بازگشت به لیست عنوان  



+| نوشته شده توسط سینا در چهارشنبه چهارم آبان 1384 و ساعت 22:27      

  تغيير دنيا

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها دنيا را هم بزرك ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

بازگشت به لیست عنوان  



+| نوشته شده توسط سینا در چهارشنبه چهارم آبان 1384 و ساعت 22:21      

  آموزش وبلاگ

 دوستان سلام

بنا به درخواست شما من بخش آموزش وبلاگ را  راه اندازی کردم

پس شما عزیزان هر گونه مشکل یا سوالی که داشتین در قسمت نظرات همین صفحه بگویید تا من در همین صفحه آموزش یا جواب سوال شما را بگذارم

اگه مشکلی هم بود با آی دی زیر با من ارتباط بر قرار کنید در صورت آفلاین بودن پیغام یا مشکل خود را برام آف بگزارید تا به جواب شما رسیدگی شود

براي Add كليك كردن كنيد

ID:bia2music2002



+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت 23:23      

  آموزش ثبت نام و ایجاد وبلاگ در بلاگفا

آموزش ثبت نام و ایجاد وبلاگ در بلاگفا

برای ایجاد وبلاگ در بلاگفا تنها کافیست در بخش ثبت وبلاگ جدید فرم مربوطه را کامل کنید.
در فرم ثبت نام میبایست یک نام کاربری (username) برای خود در نظر بگیرید و توجه داشته باشید که آدرس اینترنتی وبلاگ شما بصورت http://username.blogfa.com خواهد بود، بنابراین اگر آدرس خاصی مد نظر شماست بطور مثال http://yourname.blogfa.com تنها کافیست نام خود (yourname)را به عنوان نام کاربری وارد کنید. در انتخاب نام کاربری خود دقت کنید تا در آینده نیاز به تغییر آدرس وبلاگ و ایجاد وبلاگ جدید نشوید.

کلمه عبور
در فرم ثبت نام از شما خواسته خواهد شد که کلمه عبوری را نیز برای ورود به بخش مدیریت و ارسال مطالب در وبلاگ مشخص کنید. در انتخاب کلمه عبور بهتر است عبارات یا کلماتی را در نظر بگیرید که به خاطر سپردن آن برای شما آسان باشد و در عین حال قابل حدس توسط دیگران نباشد. از در نظر گرفتن کلمه عبورهایی مانند 1234 ، خود نام کاربری و یا دیگر موارد قابل حدس جدا خودداری کنید .

عنوان وبلاگ
عنوان وبلاگ شما کاملا وابسته به سلیقه نویسنده وبلاگ است. پیشنهاد میکنیم عناوین تکراری و بسیار معمول و یا عنوان دیگر وبلاگهای مشهور را برای وبلاگ خود انتخاب نکنید. یک عنوان اختصاصی به خوانندگان وبلاگ شما کمک خواهد کرد تا آنرا راحتتر به خاطر بسپارند .
آنچه مدیران بلاگفا از شما میخواهند در نظر گرفتن فرهنگ ، قوانین و هنجارهای رایج در ایران در انتخاب عنوان وبلاگ  و عدم استفاده از کلمات مستهجن آن است.

نام نویسنده
شما میتوانید هر نامی را به عنوان نام نویسنده وارد کنید. این نام میتواند نام واقعی شما و یا نام مستعار شما باشد. این یک فرضیه هست که اکثر خوانندگان تمایل دارند نام واقعی نویسنده وبلاگ را بدانند و با آن وبلاگ ارتباط بهتری برقرار میکنند.

شرح وبلاگ
نوشتن یک توضیح کوتاه برای وبلاگ میتواند به خوانندگان کمک کند تا با سرعت بیشتری با نوع مطالب وبلاگ یا نظرات نویسنده آن آشنا شوند. بنابراین انتخاب شرحی مناسب به شما کمک میکند وبلاگ بهتری داشته باشید.

ایمیل خصوصی
ایمیلی که در این بخش وارد میکنید در نزد سایت بلاگفا محفوظ هست و در جایی نمایش داده نمیشود.
این ایمیل تنها برای ارسال نام کاربری و کلمه عبور و یا دیگر پیامهای سایت مورد استفاده قرار میگیرد و در وبلاگ شما نمایش داده نخواهد شد.ورود ایمیل خصوصی الزامیست و   پس از ثبت نام ، نام کاربری و کلمه عبور ورود به بخش مدیریتی به این ایمیل ارسال خواهد شد.

ایمیل نویسنده
ایمیل نویسنده  معمولا در صفحات وبلاگ نمایش داده میشود و کمک میکند تا خوانندگان با نویسنده وبلاگ ارتباط برقرار کنند. لزومی در پر کردن ایمیل نویسنده نیست ولی بایستی توجه داشته باشید که در صورتی که آنرا وارد کنید مشخصات وبلاگ ( نام کاربری و کلمه عبور ) به این آدرس ایمیل ارسال خواهد شد.

منطقه زمانی
شاید شما در منطقه دیگری خارج از ایران باشید و مایل باشید زمان ارسال یا تنظیم مطالب را با زمان منطقه جغرافیایی خود تنظیم کنید. در چنین شرایطی می توانید منطقه زمانی دلخواه خود را ار فهرست مناطق زمانی انتخاب کنید.

تعداد پستها در صفحه نخست
این عدد که بصورت پیش فرض عدد 10 میباشد تعداد مطالبی را نشان میدهد که از آخرین مطالب ارسالی و در صفحه نخست وبلاگ نشان داده میشود. این عدد میتواند بین یک تا سی باشد .در نظر داشته باشید که با تعیین اعداد کمتر میتواند سرعت بارگذاری و نمایش صفحه نخست وبلاگ خود را افزایش دهید. همچنین اگر مطالب شما بسیار کوتاه هست و یا مطالب زیادی را در طی روز یا هفته وارد میکند میتواند با تعیین عدد بالاتر به خوانندگان در خواندن مطالب قبلی کمک کنید.

نحوه نمایش تاریخ و زمان پستها
این دو مورد نحوه نمایش تاریخ و زمان ارسال و یا تنظیم مطالب را در صفحات وبلاگ مشخص میکند.

نحوه نمایش تاریخ آرشیو
یکی از امکانات بلاگفا ، نمایش آرشیو ماهیانه یا هفتگی مطالب وبلاگ است. این امکان به خوانندگان وبلاگ کمک میکند تا با سرعت و راحتی بیشتر مطالب قبلی موجود در آرشیو وبلاگ را بخوانند.

نحوه آرشیو مطالب وبلاگ
شما میتوانید نحوه آرشیو مطالب خود را مشخص کنید. اگر حجم مطالب و یا تعداد پستهای شما کم هست بهتر است که آرشیو ماهیانه را انتخاب کنید در چنین حالتی مطالب ارسالی در طول یک ماه در یک صفحه ذخیره و نمایش داده خواهد شد. اما اگر حجم مطالب و تعداد پستهای شما خیلی زیاد هست می توانید شیوه هفتگی را انتخاب کنید، در چنین حالتی مطالب ارسالی در هر هفته در یک صفحه مشخص نمایش داده خواهد شد.

قوانین و مقررات
این یک قرارداد بسیار ساده است . بلاگفا به شما خدماتی را ارائه میدهد و آرزو دارد که سطح کیفی این خدمات برای همه کاربران بالا باشد و همچنین در ادامه کار خود دچار مشکل نشویم.بنابراین انتظار داریم تا شرایط ما را در نظر بگیرید. در عین حال خود را نسبت به حریم خصوصی کاربران  موظف میدانند و اطلاعات آنها را در اختیار افراد غیر قرار نخواهیم داد.در بلاگفا ضمن اینکه کمترین مشخصات از کاربرات دریافت میشود ، ساختار و نحوه پیاده سازی سایت نیز به شکلی بوده است که کمترین مشخصات از کاربران ثبت شود.


در انتها
پس از پر کردن فرم ثبت نام و انتخاب گزینه قبول قوانین و ایجاد وبلاگ در صورتی که نام کاربری شما قبلا ثبت نشده باشد و یا اشکالی در انتخاب نام کاربری و عنوان وبلاگ نباشد وبلاگ با نام کاربری شما ایجاد خواهد شد و متن خوش آمد گویی را خواهید. از آن پس میتوانید با ورود نام کاربری و کلمه عبور خود وارد بخش مدیریتی وبلاگ خود شوید و مطالب ، نظرات و یا خاطرات خود را در وبلاگ قرار دهید و یا آنرا ویرایش کنید.
همچنین میتواند عنوان وبلاگ و بسیاری از تنظیمات دیگر را در بخش تنظیمات بخش مدیریتی تغییر دهید و یا قالب و طرح جدیدی برای وبلاگ خود انتخاب و یا طراحی کنید.



+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت 23:0      

  آن سوی پنجره

در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند . يكي از

بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش

 بنشيند . تخت او در كنار تنها پنجره اتاق بود . اما بيمار ديگر مجبور

 بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت

بخوابد . آن ها ساعت ها با يكديگر صحبت مي كردند ؛ از همسر ،

خانواده ، خانه ، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي زدند .

هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش كنار پنجره بود ، مي نشست

و تمام چيزهايي كه بيرون از پنجره مي ديد ، براي هم اتاقيش

توصيف مي كرد .بيمار ديگر در مدت اين يك ساعت ، با شنيدن حال

 و هواي دنياي بيرون ، روحي تازه مي گرفت .

مرد كنار پنجره از پاركي كه پنجره رو به آن باز مي شد مي گفت .

اين پارك درياچه زيبايي داشت . مرغابي ها و قو ها در درياچه شنا

مي كردند و كودكان با قايق هاي تفريحي شان در آب سرگرم

بودند . درختان كهن منظره زيبايي به آن جا بخشيده بودند و تصويري

زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي شد. مرد ديگر كه نمي

 توانست آن ها را ببيند چشمانش را مي بست و اين مناظر را در

ذهن خود مجسم مي كرد و احساس زندگي مي كرد.

روز ها و هفته ها سپري شد .

يك روز صبح ...

پرستاري كه براي حمام كردن آن ها آب آورده بود ، جسم بيجان مرد

كنار پنجره را ديد كه در خواب و با كمال آرامش از دنيا رفته بود .

پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه

آن مرد را از اتاق خارج كنند .

مرد ديگر تقاضا كرد كه او را به تخت كنار پنجره منتقل كنند . پرستار

اين كار را برايش انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد ، اتاق را

ترك كرد .

آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند

تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بياندازد . حالا ديگر او

مي توانست زيبايي هاي بيرون را با چشمان خودش ببيند .

هنگامي كه از پنجره به بيرون نگاه كرد ، در كمال تعجب با يك ديوار

 بلند آجري مواجه شد.

مرد پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي

كرده چنين مناظر دل انگيزي را براي او توصيف كند ؟

پرستار پاسخ داد : (( شايد او مي خواسته به تو قوت قلب بدهد .

 چون آن مرد اصلأ نابينا بود و حتي نمي توانست اين ديوار را ببيند .))

بازگشت به لیست عنوان  



+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت 22:15      

  یک ساعت ویژه

مردی دیر وقت، خسته از کار به خانه برگشت.دم در پسر ۵ساله

اش را دید که در انتظار او بود:

 

- سلام بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

- بله حتما چه سوالی؟

- بابا ! شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید؟

مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سوالی

می کنی؟

فقط می خواهم بدانم.

- اگر باید بدانی بسیار خوب می گویم:۲۰ دلار!

پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید. بعد به مرد نگاه

 کرد و گفت: می شود به من ۱۰ دلار

 قرض بدهید؟

مرد عصبانی شدو گفت اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این

 بود که پولی برای خریدن یک اسباب

 بازی مزخرف از من بگیری کاملا در اشتباهی. سریع به اطاقت

 برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خودخواه

 هستی.من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای

کودکانه وقت ندارم.

پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خود اجازه می دهد

 فقط برای گرفتن پول از من چنین

سوالاتی کند؟

بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که با پسر

کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده شاید

 واقعا چیزی بوده که او برای خریدنش به ۱۰ دلار نیاز داشته

 است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش

 می آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.

-  خوابی پسرم؟

- نه پدر، بیدارم.

- من فکر کردم که شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم

 سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم

 را سر تو خالی کردم. بیا این ۱۰ لاری که خواسته بودی.

پسر کوچولو خندید، و فریاد زد: متشکرم بابا ! بعد دستش را زیر

 بالش برد و از آن زیر چند اسکناس

 مچاله شده در آورد.

مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی

 شد و با ناراحتی گفت:با اینکه

 خودت پول داشتی چرا دوباره درخواست پول کردی؟

پسر کوچولو پاسخ داد: برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا ۲۰

دلار دارم . آیا می توانم یک ساعت

 از کار شما بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ من شام خوردن با

شما را خیلی دوست دارم...!!!

بازگشت به لیست عنوان



+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت 22:12      

  آموزش صفحه بندی در بلاگفا


تعدادی از دوستان كه تازه وبلاگ نويسي را شروع كرده اند اين سوال را کرده اند كه چطور ميتوانند در وبلاگ خودشان صفحه اضافه درست كنند و مطالب مربوط به آن قسمت را به آنجا منتقل كنند .
دوستان طريقه درست كردن صفحه اضافه را طبق مراحل زیر انجام دهید .
۱- وارد قسمت كنترل پنل وبلاگ خود شوید واز منوي سمت راست گزينه "موضوعات مطالب" را انتخاب کنید . در پنجره باز شده مانند شكل زير در قسمت عنوان موضوع ، نام موضوعي را كه ميخواهيد مثلا : (دانلود ) که مطالب مربوط به آن قسمت منتقل شوند را بنویسید و كليد درج موضوع را بزنید.اکنون در وبلاگ شما صفحه اي درست شده كه مطالبي با موضوع دانلود را در آنجا قرار بدهید .

WWW.FREES.COO.IR


اکنون چطور شما مطالب را به اون قسمت منتقل كنيد . براي اينكار قبل از اینكه پست را در صفحه اول وبتان قرار دهید کادر مانند شكل زير را باز کنید و عنوان قسمتی که قبلادرست كرديد را انتخاب کنید .

WWW.FREES.COO.IR


۲- اگر مطلب نوشته شده شما درمورد دانلود است ازکادر (مرتبط با موضوع ) دانلود را انتخاب كنيد و كليد "ثبت مطلب و بازسازي وبلاگ" را بزنيد .
اکنون قسمت دانلود در لیست موضوعات مطالب وب شما موجود است.


+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت 22:0      

  داستان های کوتاه عاطفی

براي خواندن هر داستان روي موضوع آن داستان کليک کنيد

يک ساعت ويژه
آن سوي پنجره
تغيير دنيا
کوه نورد
گفتگو با خدا
تنهايي
بهاي يک سنت
روزي براي زندگي
راز خوشبختي
عقاب


+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 10:10      


ارتباط با مدير

براي Add كليك كردن كنيد


گالري عكس سايت
براي ديدن گالري عكس كليك كنيد

مطالب قبلي

موزيك آنلاين

آمار سايت




This Template Is Designed bY : Bia2Music.Blogfa

All Rights Reserved 2006-2007